گنبد سلطانيه يكي از مهمترين و عظيمترين بناهاي آرامگاهي دوران اسلامي در ايران است كه پس از كليساي جامع مريم مقدس در فلورانس ايتاليا و مسجد اياصوفيه استامبول سومين بناي عظيم تاريخي در جهان به شمار ميرود. اين بناي بس عظيم از شاهكارهاي هنري دوره ايلخاني و در واقع تجليگاه هنر معماري اين دوره است. گنبد سلطانيه علاوه بر شكوه و عظمت معماري كه در نوع خود بينظير است، دايرة المعارفي از نقش و طرح در تزيينات معماري آن روز، كه بيانگر برههاي از تاريخ معماري و هنر ايران به ويژه در دوره مزبور است. در اين دوره نبوغ هنرمندان ايراني، تاثير متقابل هنر ايران و چين و تدبير دولتمردان ايراني آن زمان با پيروي از سنن معماري و تزييناتي پيشين ايران قبل و پس از اسلام، چنان سبك شكوفايي از معماري و هنر را به جهان عرضه كردند كه تا آن روز بيبديل بود. اما بعضي از محققين جهت تبيين و شرح سبك شكوفاي اين دوره معماري به غلط موضوعات بسيار سادهاي را بيان ميكنند و معماري سنتي ايران مخصوصاً دوره ساساني و ديلميان را مد نظر قرار نميدادند. از جمله برخي نويسندگان و پژوهشگران در اين زمينه آراء گوناگوني را مطرح كردهاند كه : از تاثير بنياني و آشكار جهان دشتهاي هموار واقع در شمال و شرق آسياي ميانه و قفقاز به اسلوب مقابر اسلامي ميپردازند، كه مردم ترك نژاد بيابانگرد انديشه آرامگاه سازي را به ايران آوردهاند. درباره تاثير پذيري گنبد سلطانيه از مقابر و چادرها و يورتهاي چيني اقبال آشتياني مينويسد: از سبك معماري چيني چيزي كه بيشتر در ميان مسلمين تاثير كرده يكي شكل گنبدهاست كه در مقابر و مساجد كاملاً از معابد چيني و بودايي تقليد شده، ديگر استعمال رنگ آبي و شفاف در كاشيكاري و پوشانيدن سطوح خارجي گنبدها از كاشيهاي كبود براق به ويژه برخي از بناهايي كه از دوره ايلخاني باقي مانده از دور هيبت چادرها يعني يورتهاي مخصوص ايلات را دارد. روشن است اين ديدگاه از سوي برخي از صاحب نظران رد و فاقد اعتبار دانسته شده است. در كتاب جغرافياي تاريخي سلطانيه به نقل از مرحوم كريم پيرنيا نوشته است كه شيوه ساختماني گنبد سلطانيه به پيروي از مدرسه ضيائيه (623ه.ق) كه مقارن ظهور چنگيز ساخته شده و نيز گنبد جبليه يا هارونيه طوس كه سر مشق ساير گنبدهاي دوره ايلخاني است، ساخته شده و همچنين تصريح كرده كه «يزدي بندي گنبد سلطانيه ملهم از اين شيوه است». اين پوشيده نيست كه شكل پذيري تمدنها از پديده اصل تاثير متقابل مصون نيست و هر فرهنگي به رغم خود پويايي، در جهت كمال، ناگزير در فرهنگ و هنر ديگر دگرگوني ايجاد ميكند و به دنبال آن خود نيز از اين رويارويي مصون نخواهد بود، كه اين پديده سبب ظهور فرهنگ و تمدن و هنري پويا و كارآمد و از شكوفايي و غناي سرشار برخوردار خواهد شد، چرا كه تكامل پديده فرهنگي در تعاطي آن آشكار است. اين تاثير و تاثر نه تنها از فرهنگ و هنر ايرانيي نكاسته، بلكه سبب تكامل و جاودانگي آن شده است. پديدهها و عناصر فرهنگ، تمدن و هنر منحصر به مرزهاي خاص نيست چرا كه انسان محدود نيست و بايد از مرزهاي سياسي گامي فراتر نهد و با انديشه ژرف به بررسي مظاهر آن بپردازد. هنرمندان ايراني با كسب مضامين عالي تمدنهاي چين و بين النهرين (و ديگر كانونهاي فرهنگي) و آميختگي آن با هنر والاي ايراني با حفظ و شيوههاي هنري شاهكاري بينظير را به عالم هنر و معماري عرضه نمودند كه در واقع اثر بر جسته و پويايي از خرد هنرمند ايراني است. در اينجا براي ارائه نمايي از گنبد سلطانيه با مروري به تاريخچه مختصر آن به بيان معماري اين بنا خواهيم پرداخت.
|