دوازده فروردین، روزی است که مردم ایران، پس از گذشت پنجاه روز از پیروزی انقلاب، با رای 2/98% به استقرار حکومت جمهوری اسلامی رای مثبت دادند. درواقع این همهپرسی، نشاندهنده تشکیل اولین دولتی بود که در دوران مدرن با اتکا به خواست مردم و احکام اسلامی پدید آمد.
حضرت امام خمینی(ره) در مقابل نظام سلطنتی، بر حکومتی تأکید میکرد که بر احکام اسلام و نظارت علما و رای مردم بنیان گذارده شده باشد. جمهوری اسلامی، اصطلاحی بود که امام نخست در پاریس، در توصیف نظام مطلوب خود به کار برد.[1] جمهوریت در اینجا به همان معنای رایج یعنی مردمی بودن حکومت است و به پذیرش حق مردم در انتخاب نوع نظام سیاسی و حاکمان اشاره داشته و قالب حکومت مورد نظر امام را تشکیل میدهد. رای مردم فقط در مراحل اولیه تأسیس نظام شرط نیست؛ بلکه جمهوری اسلامی، مقید به حضور مداوم مردم و نظارت دائمی آنها بر مسئولین میباشد و مردم همواره حق نقد مسئولین و نظارت بر آنان را دارند.[2]
اسلامیت، رکن دیگر نظام مورد نظر امام است.[3] همین امر، جمهوری اسلامی را از دموکراسی غربی متمایز میسازد. اسلام، محتوا و ماهیت اصلی نظام را تشکیل میدهد و احکام اسلامی مبنای اصلی سیاستها و قوانین آن محسوب میشوند. لذا جمهوری اسلامی همواره مقید به دین و محدود به چارچوبهای شریعت است.
حضرت امام، نظریه ولایت فقیه را ابتدا در «کشف الاسرار» در سال 1323 نگاشت و بعدها در سال 1348 به تفصیل در درس فقه خود در نجف اشرف تبیین نمود که در همان ایام، تحت عنوان «حکومت اسلامی» منتشر شد. بر مبنای این نظریه که حمایت بسیاری از فقهای بزرگ شیعه را پشت سر دارد، فقها به نیابت از ائمه معصومین(ع) در عصر غیبت اداره امور سیاسی و اجتماعی شیعیان را در اختیار دارند. ولایت فقیه در نظر امام، از یکسو تضمینکننده اسلامی بودن نظام است و مانع انحراف آن از معیارهای اسلامی میشود و از سوی دیگر تقوای فقیه و تقید او به احکام اسلامی، از استبداد و دیکتاتوری جلوگیری میکند. به عبارت دیگر، اگر قرار است که نظام سیاسی، محتوایی اسلامی به خود بگیرد، وجود فقیهی اسلامشناس در رأس آن الزامی است. همچنین از آنجا که ریشه استبداد به نظر امام خمینی(ره) رذیلتهای نفسانی و بیتقوایی حاکمان است، تقوای درونی و تقید فقیه به احکام شریعت، او را از استبداد برحذر میدارد.[4] بنابراین، اصول اندیشه امام خمینی(ره) را میتوان چنین برشمرد:
ـ مشروعیت نداشتن سلطنت به دلیل اتکا نکردن به رای مردم و مخالفت با احکام اسلام؛
ـ امکان نداشتن اصلاح نظام سلطنتی حتی در شکل مشروطه؛
ـ جامعیت دین و پیوند ناگسستنی دین و سیاست؛
ـ وجوب تلاش برای ایجاد حکومت اسلامی؛
ـ حق فقها در اعمال ولایت سیاسی در عصر غیبت؛
ـ حق مردم در تعیین نظام و حاکمان سیاسی و نظارت بر مسئولین.
ولایت فقیه
سید محمدصادق میرقیصری
استقرار نظام جمهوری اسلامی با رای اکثریت قاطع مردم، بینظیرترین نمونه مردمسالاری است که جهان تاکنون به چشم خود دیده؛ آن هم از نوع مردمسالاری دینی. در روز جمهوری اسلامی برای جهانیان ثابت شد مردم ایران حکومت مردمیای را میپسندند که بر پایه اسلام باشد و اصل هم همین است؛ زیرا مردم هنگامی که به سرچشمه پاک اسلام متصل شوند، میتوانند بهطور صحیح و دقیق، سرنوشت خودشان را تعیین کنند و از همین روست که جمهوری اسلامی حول محور ولایت فقیه است.
حکومت اسلامی
روز جمهوری اسلامی، آغاز حکومت اسلامی شد. تشکیل حکومت اسلامی ضرورت عصر غیبت است؛ زیرا تشکیل حکومت اسلامی در ایران، بستری برای تشکیل حکومت جهانی اسلامی توسط امام زمان(عج) است. مردم سراسر دنیا باید با معنای واقعی اسلام آشنا شوند و جمهوری اسلامی ایران نمونه جهانی برای آشنایی مردم با اسلام ناب محمدی(ص) است، اگرچه دشمنان داخلی و خارجی با تبلیغات و سیاهنمایی مانع صدور کامل اسلام از ایران به سراسر دنیا میشوند، اما در ایندهای نزدیک این امر محقق خواهد شد.
گفتار مجری
حرکتهای بزرگی همچون انقلاب مردم ایران، گرچه سالها طول میکشد تا به بار بنشیند، اما در مقایسه با عمر ملتها، در حکم لحظهای زودگذر است. ملتهای پیشرو و موفق جهان در همه دورهها، ملتهایی هستند که در یکی از چنین لحظههای تاریخی تصمیمی شرافتمندانه و شجاعانه گرفته و سختیهای مجاهدت و پایداری را با شور و شوق تحمل کردهاند تا خود را به نقطه امن و عزت و استقلال رساندهاند.
با وقوع انقلاب اسلامی ایران برای اولین بار، یک کشور اسلامی بهطور موفقیتآمیزی قدرتهای بزرگ غربی را به مبارزه طلبید، آنان را تحقیر کرد و به منافع مادیشان خسارت وارد کرد. انقلاب ایران، نخستین پیروزی مسلمین بر غرب، از قرن 16 به این سوی بهشمار میرود. نکته اینجاست که اسلام، عامل هدایتکننده این انقلاب بوده و هیچیک از ایسمهای غربی، ناسیونالیسم، کاپیتالیسم، کمونیسم و سوسیالیسم در آن نقشی نداشتند.
حضرت امام با بهرهگیری از اندیشه نو و ریشهدار الهی خود در صحنه سیاست بینالمللی نهتنها با توفیق در سرنگونی رژیم پهلوی به هدایت جریان جهانی انقلاب اسلامی پرداخت، بلکه با ارائه فکری جدید و فرهنگی کاملاًدینی و الهی و نفی آموزههای مکاتب مادی، غرور غرب را به چالش کشاند. نوآوری امام، قبل از آنکه در سطح عمل سیاسی باشد، در افق اندیشه سیاسی است که نقطه عطفی در اندیشه سیاسی معاصر به وجود آورد.
هنر حضرت امام در طرح حکومت اسلامی این بود که با موازین شناختهشده فقهی و با استفاده از متون دینی که به گمان برخی با پیشرفت فوقالعاده زمانه کارایی خود را از دست داده است، نظریه حکومتی اسلامی را مطرح کرد و راههای عملی تحقق آن را به خوبی نشان داد.
امام پس از اثبات جامعیت دین و رابطه تنگاتنگ دین و سیاست با سه دلیل لزوم تشکیل حکومت اسلامی را ثابت میکند:[5]
1. سنت و رویه رسول اکرم(ص) و امیر مؤمنان(ص)
اولاً پیامبر خود تشکیل حکومت داد و به اجرای قوانین اسلام و اداره جامعه برخاست؛ ثانیاً برای پس از خود به فرمان خداوند حاکم تعیین کرد؛ لذا پس از رسول خدا(ص) کسی در اصل تشکیل حکومت پس از رسول الله(ص) تردید نداشت.
2. ضرورت استمرار اجرای احکام بدیهی است
ضرورت اجرای احکام منحصر و محدود به زمان پیامبر نیست؛ لذا تشکیل حکومت و برقراری دستگاه اجرای قوانین نیز ضرورت دارد.
3. ماهیت و کیفیت قوانین اسلام
اولاً: احکام شرع حاوی مقررات و قوانین متنوعی است که یک نظام کلی اجتماعی را میسازد. ثانیاً: ماهیت و کیفیت آنها بهگونهای است که بدون تأسیس یک دستگاه عظیم اجرایی، نمیتوان به وظیفه اجرای احکام الهی عمل کرد.
منبع مشروعیت سیاسی حکومت اسلامی چیست؟
در حکومت اسلامی، حاکمیت منحصر به خداست و تبعیت از رسول خدا(ص) و اولیالأمر و متصدیان حکومت به حکم خداست. بنابراین، حکومت اسلامی با دو شیوه رایج حکومت در دنیا متفاوت است:
1. حکومت اسلامی حکومت دموکراسی به معنای متعارف نیست؛ زیرا در این نوع حکومتها مردم یا نمایندگان آنها خود به قانونگذاری میپردازند، درحالیکه در حکومت اسلامی قانونگذاری از آن خداست. درعینحال وجه مردمی آن محفوظ است؛ زیرا مجموعه قوانین اسلام از پیش توسط مسلمانان پذیرفته شده است.
2. حکومت اسلامی حکومت استبدادی نیست؛ چراکه در این حکومتها رئیس دولت مستبد و خودرای است و در جان و مال مردم به دلخواه تصرف میکند، اما در حکومت اسلامی همه افراد تابع قانون الهی هستند.
شرایط حاکم اسلامی کدام است؟
از نگاه امام شرایط زمامدار مستقیماً ناشی از طبیعت حکومت اسلامی است؛ یعنی پس از شرایط عام مانند عقل و تدبیر دو شرط اساسی لازم است: 1. علم به قانون؛ 2. عدالت.
چون حکومت اسلام، حکومت قانون الهی است، پس حکام حقیقی در زمان غیبت، فقها خواهند بود؛ چراکه فقط اینان بدون تقلید به قوانین الهی دسترسی دارند. از طرف دیگر حاکم باید دارای کمال اعتقادی و اخلاقی بوده و عادل باشد تا به جان و مال و عرض مردم خیانت نکند.
چراغ راه
امام خمینی(ره)
«صبحگاه 12 فروردین که روز نخستین حکومت الله است از بزرگترین اعیاد مذهبی و ملی ماست، ملت ما باید این روز را عید بگیرند و زنده نگه دارند».[6]
«من از عموم ملت ایران تشکر میکنم که در این رفراندوم شرکت کردند و رای قاطع خودشان را که باید گفت صددرصد پیروزی بوده است و رای داده شده است، بهطور قاطع رای خودشان را دادند و به جمهوری اسلامی هم رای دادند».[7]
«برقراری جمهوری اسلامی که به اتفاق آرای ملت برقرار شد و انشاءالله احکام اسلامی هم دنبال آن برقرار میشود، برای رفاه حال همه طبقات خصوصاً کارگران، دهقانان، طبقه ضعیف، برای همه است و اسلام برای آنها بیشتر از سایر طبقات حق قائل است».[8]
«شما در این رفراندوم شرکت کردید و رفراندوم را به ثمر رساندید و جمهوری اسلامی مستقر شد و آن دولت خائن برای همیشه و سلطنت جائر برای همیشه دفن شد، لکن باز نیمه راه هستیم، باید باز با همت شماها و با وحدت کلمه و با اتّکال به خدای بزرگ راه را به آخر برسانیم».[9]
مقام معظم رهبری
«مطلبی که در خطبه دوم عرض خواهم کرد، مطلب کوتاهی به مناسبت نزدیکی دوازدهم فروردین روز جمهوری اسلامی است که دنیا حکومتی به این نام و با این خصوصیات را مشاهده کرد، جمهوری اسلامی از لحاظ معنای تحتاللفظی بر دو پایه استوار است: یکی جمهور مردم، یعنی آحاد مردم و جمعیت کشور اینها هستند که امر اداره کشور و تشکیلات دولتی و مدیریت کشور را تعیین میکنند و دیگری اسلامی، یعنی این حرکت مردم، بر پایه اسلام و شریعت اسلام است».[10]
«آنچه ملت ما میداند و باید بهدرستی روی آن پافشاری کند که بحمدالله تاکنون پافشاری کرده این است که نجات این کشور و رسیدن آن به نقطهای که شایسته این ملت است، فقط در سایه اسلام و جمهوری و نظام اسلامی امکانپذیر است و بس».[11]
«یکی از بزرگترین بیانصافیها درباره امام بزرگوار و نظام اسلامی ما این است که تبلیغات بیگانه او و نظام اسلامی و جمهوری اسلامی را به استبداد و دوری از مردمسالاری متهم میکنند، این انقلاب با این عظمت و توفندگی در ایران به وجود آمد و پس از پیروزی انقلاب اولین نظرخواهی از مردم بهوسیله امام انجام گرفت که در هیچ انقلابی سابقه نداشت. شما نگاه کنید، یک کودتا، یک تحول کوچک، یک جابهجایی مختصر در کشوری صورت میگیرد، دو سه سال انتخابات تأخیر میافتد. در کشور، مردم صندوق رای نرفته بودند تا به معنای واقعی کلمه رای دهند، هر کس را برای مجلس دستنشانده میخواستند، از صندوقها بیرون میآوردند، در چنین زمینهای دو ماه بعد از پیروزی انقلاب، امام مردم را پای صندوقهای رای کشاند و مردم به جمهوری اسلامی رای دادند، در یک سال مردم پنجبار پای صندوقهای رای رفتند».[12]
انقلاب در نگاه دیگران[13]
رابرت کالستون دانشمند کانادایی میگوید:
«از نظر من که یک غربی و فرد غیرمسلمان هستم این معجزه است که یک انقلاب مکتبی و الهی بتواند در جهان امروز اینطور تحقق پیدا کند و در جهت استقرار عدالت به پیش برود، این انقلاب بدون شک از جانب خداوند حمایت میشود».
روزنامه تایمز مینویسد: «اوجگیری خیزش مذهبی به دنبال برکناری شاه توسط امامخمینی(ره) در ایران جریان یافت و سراسر جهان را درنوردید و در پاییز سال 1357 دنیای غرب به دلیل انقلاب ایران بار دیگر اسلام را کشف کرد... ما غربیها خیلی زود فهمیدیم که الله اکبر در عربی یعنی، خدا بزرگ است».
فرید هالیدی استاد روابط بینالملل دانشگاه لندن در مقدمه کتابی که درباره ایران تألیف کرده، آورده است:
«انقلاب اسلامی عظیمترین انقلاب تاریخ است. همه میدانیم این کار عظیم در پرتو عظمت شخصیت امام خمینی(ره) پا گرفت و دستهای پرقدرت و فرمانده او بود که این موج عظیم انسانی را به شور و هیجان و خروش واداشت».
میشل فوکو اندیشمند و جامعهشناس فرانسوی در نوشتههای خود با اشاره به سفری که در کوران حوادث انقلاب به ایران داشته، مینویسد: «من قبول دارم که از قرن هجدهم به بعد هر تحول اجتماعی اتفاق بسط مدرنیته بوده، اما انقلاب ایران تنها حرکت اجتماعی است که در برابر مدرنیته قرار دارد».
درواقع «فوکو میپذیرد که انقلاب اسلامی ایران دو سده اقتدار یک اندیشه سیاسی را با همه سوابق چند صد سالهاش به چالش کشانده است».
نکتهها
آفتها
فاطره ذبیحزاده
هرچند آفات انقلاب بسیارند، اما برخی از آنها از اهمیت بیشتری برخوردارند:
1. نفوذ فرصتطلبها
وظیفه بزرگ رهبران اصلی این است که راه نفوذ و رخنه اینگونه افراد را هرچه سریعتر سد نمایند. برای مثال میتوان به انقلاب مشروطه اشاره کرد که پس از به ثمر رسیدن، منصبها توسط افراد فرصتطلب اشغال شد و قهرمانان آزادیخواه به فراموشی سپرده شدند.
2. نفوذ اندیشههای بیگانه
وقتی یک نهضت اجتماعی اوج میگیرد و جاذبه پیدا میکند و مکتبهای دیگر را تحتالشعاع قرار میدهد پیروان آن مکاتب برای رخنه کردن در آن و پوساندن آن از درون، اندیشههای بیگانه با روح آن مکتب را وارد آن کرده و به این ترتیب آن را کماثر یا بیخاصیت میکنند.
3. رجعت تدریجی به ارزشهای فرهنگی طردشده
از جمله این ارزشهای مذموم: راحتطلبی، فساد اخلاق و رشوهخواری است. درصورتیکه یک مبارزه مستمر با ارزشهای فرهنگی گذشته به عمل نیاید، تدریجاً با رشد مجدد آن ارزشها، موجبات انحراف ارزشهای اصیل انقلابی فراهم میشود.
4. خستگی نیروهای انقلابی و از دست دادن روحیه انقلابی
5. کنارهگیری و انزوای مدیران لایق و متعهد به سبب تنزه و قداستطلبی
6. اختلاف
همانگونه که وحدت و یکپارچگی مسئولین و مردم مایه پیروزی انقلاب است، اختلاف و تشتت ملت با هم یا اختلاف مسئولین رده بالای نظام باعث شکست و سقوط انقلاب است.
7. تخلف از اوامر رهبر
8. ابهام طرحهای اینده
طرح و نقشه نداشتن برای اینده خود از آفات انقلاب است.
9. خودباختگی
یکی از آفات انقلاب که مسیر انقلاب را عوض کرده و انقلابیون را در بین راه از کارشان پشیمان و منصرف میکند، خودباختگی در مقابل قدرتهای حاکم و استعماری است.
10. ناآگاهی و توجه نکردن به حیلهها و نقشههای ضد انقلاب
11. ناتمام گذاشتن انقلاب
انقلاب دارای دو بخش است: بخش تخریبی و بخش سازندگی. اگر بخش تخریبی بهخوبی به پایان برسد و نظام حاکم سرنگون شود و انقلاب در بخش سازندگی رها گردد، میراثخواران فرصتطلب زمام امور را به دست خواهند گرفت.
12. بازگشت از معنویت
اگر انقلابیون پس از به دست گرفتن قدرت، به فکر دنیا و امور مادی بیفتند و از حالت قداست زمان انقلاب بگذرند، اولین زنگ خطر برای انقلاب به صدا درمیاید.
زلال قلم
دوازده فروردین
جواد محدثی
دوازده فروردین بهار انقلاب ما و روز شکفتن گل اسلام بر شاخسار زمان و نویدبخش تجلی حق و حاکمیت نظام اسلامی است.
دوازده فروردین عصاره یک تاریخ سراسر خون و شهادت و تبلور آن همه عشقها، آرمانها، اسلامخواهیها، حقپرستیها و باطلستیزیهاست.
دوازده فروردین روز احقاق حق، روزی پیروزی دین است.
جمهوری اسلامی ودیعه الهی در دست ماست و... روز دوازده فروردین روز بیعت ما با اسلام، برای دفاع و حمایت و فداکاری در راه این انقلاب مقدس است که راهش همان اسلام و حاکمیت قرآن است.
جمهوری اسلامی که تجسّم عینی آن همه شعارها و فریادها و خواستنها و طلبها و عطشها بود، با همه سنگینیاش، روی دوازده ستون نورانی و سرخ نهاده شد. دوازده فروردین خندقی بود که حفر گردید و احزاب قریش و کفار حجاز، از بیعتگران مؤمن و امت محمد، باز شناخته گردیدند.
دوازده فروردین روز جمهوری اسلامی صراط بُرنده و لغزنده و باریکی بود که بر فراز جهنم خودخواهیها و شرقگراییها و غربزدگیها و قدرتطلبیها کشیده شد، تا این امت را به جنهالمأوای خداباوری و اسلامخواهی و حقجویی رهنمون شود.
دوازده فروردین روز بلوغ فکری و سیاسی این امت، در سایه اسلام بود.
دوازده فروردین یکی از ایام الله بود، روزی مبارک و مقدس که دهانی به وسعت ایران با فریادی رعدآسا و پرطنین جمهوری اسلامی را آری گفت.
دوازده فروردین روز احقاق حق بود، روز پیروزی دین، روزی که افسون ساحران جادوگر و تلاش خنّاسان وسوسهگر، باطل گشت. روزی که کشتی این امت در ساحل استقرار و استقلال لنگر انداخت.[14]
انتخاب بزرگ
فاطره ذبیحزاده
دلمان از تاج و تخت کریه سلطنت گرفته بود، اما هوای دمکرده عالم سیاست هم، نسیم تازهای با خود نداشت.
هرچه بود، حرف از جدایی دین و دنیا بود و کدورت آشتیناپذیر سیاست و شریعت؛ دینی که باید در گوشه خانهها بخزد و سیاستی که باید از قید معنویت رها شود!
ولی عطر کلام امام، با همه دنیا فرق داشت و اندیشه نابش از تمام «ایسم»های پوچ دنیا خالی بود. حکومتی که امام، افق آن را برایمان روشن کرد، ردایی از جنس سلوک مردانه علی به تن داشت؛ نهال دنیا را با معجزه دستانش به ریشههای دین پیوند میزد و آزادی و استقلالمان را در زیر سایبان امن الهی میکشید.
آوای دلسوزانه امام، اشتیاق دلهایمان را دوچندان کرد و دژ سرد پادشاهی 2500 ساله را از پیش رویمان برداشت. اینک نوبت انتخاب ما بود. صندوقهای 12 فروردین 1358 به انتظار ما ایستاده بودند. نجواها زیاد بود: «جمهوری دموکراتیک»، «حکومت سوسیالیستی» لیبرالیستی... اما ما تنها یک چیز میخواستیم «جمهوری اسلامی» نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم! اینک سی سال از آن انتخاب بزرگ گذشته است و ما باور کردهایم که انقلاب ما یک هدیه الهی بود. به چشم خود، ملتهای بسیاری را دیدهایم که آرزومند تشکیل چنین حکومتی بودهاند، اما استبداد قدرتهای بزرگ، پیش روی آنها قد علم کرده است؛ چراکه قدرتهای بزرگ فهمیدهاند انقلاب ایران، تنها نابودی یک حکومت دستنشانده و خروج یک کشور تحت سلطه از یوغ آنها نبود؛ انقلاب ایران، یک بیداری جهانی بود.
کوتاه و گویا
روز جمهوری اسلامی، اولین قدم در راه تحقق حکومت اسلامی امام زمان(عج) است.
دوازده فروردین، مُهر تاییدی بود بر مردمسالاری دینی.
روز جمهوری اسلامی، روز آغاز حکومت دینی به انتخاب مردم است.
با هر انتخابات در ایران اسلامی، روز جمهوری اسلامی تکرار میشود.
روز جمهوری اسلامی، آغازی است برای اجرای فرمانهای اسلامی و عمل به آن.
رای قاطع مردم به جمهوری اسلامی، دروغ دموکراسی در جهان را ثابت کرد.
روز جمهوری اسلامی، بستری است برای روز جهانی جمهوری اسلامی در سراسر جهان.
بهار حکومت جمهوری اسلامی در بهار 58 رقم زده شد.
روز جمهوری اسلامی؛ یعنی حضور همهجانبه مردم زیر سایه اسلام.
مدعیان دموکراسی اگر جرئت دارند، یک دوازده فروردین برگزار کنند.
روز جمهوری اسلامی؛ یعنی مردم، پشتیبان ولایت فقیه هستند.
جاده دوازده فروردین، شروع رسیدن به خوبیهاست..
روز جمهوری اسلامی، آغاز تحقق آرمانهای امام خمینی(ره) است.
دوزاده فروردین در هیچ جای دنیا مانند ایران اجرا نمیشود؛ چون مردم برای سلطهطلبان ارزشی ندارند.
روز جمهوری اسلامی؛ یعنی اطاعت مردم از ولی فقیه.
دوازده فروردین ثابت کرد مردم، خودشان سرنوشتشان را تعیین میکنند.
مسیر جمهوری اسلامی اگرچه با موانع و سختیها از سوی دشمنان همراه است، اما با امید به خدا میتوان بر هر مشکلی پیروز شد.
به غیر از راه جمهوری اسلامی، تمام مسیرها بنبست است.
جمهوری اسلامی؛ یعنی حضور آحاد مردم در اداره کشور، بر پایه اسلام.
تشکیل حکومت جمهوری اسلامی پایان فرضیه منسوخ جدایی دین از سیاست بود.
نظریه حکومت اسلامی در عصری که نظریههای رنگارنگ و ایسمهای مختلف قدرتنمایی میکردند، دنیای اسلام را زنده و پویا نمود.
در زمانهای که دین و دینداری عقبماندگی محسوب میشد، جمهوری اسلامی اندیشه سیاسی شیعه را به معنای واقعی تجدید بنا نمود.
هدف از تشکیل حکومت اسلامی رقابت برای به دست گرفتن قدرت سیاسی یا جستوجوی چیزی از اموال ناچیز دنیا نیست؛ هدف تحقق اصول روشن دین، اصلاح امور کشور، امنیت محرومان و ستمدیدگان و اجرای قوانین تعطیلشده شریعت است.
ملتهای پیشرو و موفق جهان در همه دورهها، ملتهایی هستند که در لحظههای حساس تاریخی، تصمیمی شرافتمندانه و شجاعانه گرفته، سختیها را تحمل کردهاند و به قله عزت و استقلال رسیدهاند.
آورده اند که...
خبرنگار
سید محمدصادق میرقصیری
زن خبرنگار، مقابل دوربین ایستاده و درحالیکه میکروفنی با آرم CNN در دست دارد، با فرمان سه، دو، یک فیلمبردار میگوید: با سلام به فارسیزبانان و ایرانیان سراسر دنیا، من بهطور مستقیم از تهران، پایتخت ایران با شما صحبت میکنم. الان ساعت 10 صبح است و روز 12 فروردین. سالروز رفراندوم سراسری در ایران که در سال 1358 برگزار شد. سه دهه از این رفراندوم میگذرد و من میخواهم از مردم ایران بپرسم ایا پس از گذشت سی سال، هنوز هم مایلند به رژیم ایران رای دهند؟ فضای شهر تهران خیلی سوت و کور است و مردم در شهر دیده نمیشوند، اما من سعی خودم را میکنم از بعضی مردم ایران گزارش تهیه کنم. پس تا گزارش دیگر، به امید دیدار.
در همین حال که تصویر قطع میشود، مردی که تمام حرفهای خبرنگار را شنیده است، از مقابل خبرنگار زن با خنده عبور میکند. خبرنگار به دنبال او میرود و به او میگوید: سلام آقا! میخواستم... مرد حرف او را قطع میکند و با خنده میگوید: میخواهی دروغ بگی حداقل قشنگ بگو؛ یعنی چی فضای شهر تهران سوت و کور است؟ همه، حتی ایرانیهای مقیم خارج هم میدونن الآن عیده و مردم در جنبوجوش. زن خبرنگار میگوید: بگذریم؛ خواستم بگم ایا بعد از گذشت سی سال، شما باز هم به جمهوری اسلامی رای میدید؟ مرد میگوید: برو ببینم بابا! و میرود. زن خبرنگار ناراحت میشود و به فیلمبردار میگوید: فیلم را پاک کن. خبرنگار، زنی را که کودکی در آغوش دارد، صدا میکند و سراغش میرود و با خندهای مصنوعی میگوید: سلام خانم! من خبرنگار شبکهCNN هستم. امروز، 12 فروردین است. خواستم بپرسم اگر دوباره رفراندومی برگزار شود شما باز هم به رژیم ایران رای میدهید؟ زن اخمی میکند و با تندی میگوید: رژیم ایران نه! جمهوری اسلامی ایران، بله که رای میدم. پس میخوای به تو رای بدم؟
خبرنگار: اینم پاک کن.
مردی مسن به آنها نزدیک میشود که کلاه پهلوی بر سر دارد.
خبرنگار: سلام پدر جان! من خبرنگارCNN هستم.
پیرمرد: CNN برای کجاست؟
خبرنگار: برای امریکا.
تا این را میگوید، پیرمرد با مشت گرهکرده مقابل دوربین میگوید: «مرگ بر امریکا» خبرنگار دستپاچه میشود. حالا تصویربردار دختری را در آن سوی خیابان میبیند و به خبرنگار میگوید: بریم سراغ اون.
خبرنگار: از چادرش معلومه چی جواب ما میده، ولش کن!
سراغ مردی میرود که حالا به آنها نزدیک شده است. خبرنگار: ایا پس از گذشت سی سال از رفراندوم، باز هم مایلید به جمهوری اسلامی رای بدهید؟
مرد با آرامی میگوید: روز 12 فروردین یا روز جمهوری اسلامی، هر سال تکرار میشود.
خبرنگار: چطور؟
مرد: میدونم آخرش این مصاحبه رو پخش نمیکنید، ولی من جواب شما رو میدم. در ایران تقریباً هر سال انتخابات برگزار میشه. شرکت مردم در هر انتخابات درواقع تکرار روز جمهوری اسلامی است. در همین اثنا، مردی با خشم خودش را به خبرنگار زن میرساند و میگوید: «من که رای نمیدم!» خبرنگار با خوشحالی میکروفن را به طرف او میبرد و میپرسد: چرا؟
مرد خشمگین میگوید: همش گرونی و سختی، برای چی رای بدم؟
خبرنگار: حاضری همه اینها رو مستقیم بگی؟ مرد خشمگین خوشحال میشود و میپرسد: از کدوم شبکه پخش میشه؟
خبرنگار: از شبکهCNN .
مرد اخمی میکند؛ شرمندهام، من مصاحبه نمیکنم. من وطنفروش نیستم. ایران هرچی باشه از امریکا بهتره.
خاطرات
برای آمریکا جای خالی نداریم
شهید بهشتی(ره) در خاطرهای اینچنین میگفت: «بزرگداشت جمعی از شهدا بود. با وجود کارهای بسیار زیاد، تمام کارهایم را رها کردم و در جمع خانواده شهدا در بهشت زهرا حاضر شدم. مادر یکی از شهدا زنی حدود 60 یا 65 ساله بود. این مادر چند کلمه برای خانوادهها و تشییعکنندگان صحبت کرد... .
وقتی به آن مادر شهید تبریک و تسلیت گفتم، او گفت به غیر از این پسرم که شهید شد، پنج پسر دیگر و یک داماد دارم که الان در جبههاند. من به امام و امت اسلامی میگویم که این پنج پسر را هم تقدیم میکنم. او مردانه و بایمان و چنان شجاع و پرشور بود که به همه مادران و پدران که آنجا بودند، نیرو میبخشید.
در این هنگام با خود گفتم: به آمریکا بگویید چشم طمع خود را از جمهوری اسلامی ایران بکن! جامعهای که چنین مادران و فرزندانی پرورده است، برای آمریکا جای خالی ندارد».[15]
«یکی از مارکسیستهای چکْ اُسلواکی که به ایران آمده بود، میگفت: روشی که شما ایرانیان در پیش گرفتهاید و وضعی که ادامه دادهاید، با هیچیک از قالبهای فکری و فرمولهای تحلیلگری که ما در جامعهشناسی لیبرالیستی داریم، قابل فهم نیست. اینکه شما در ابتدای کار میگفتید: مشت بر نیزه و خون بر شمشیر پیروز است، ما نمیفهمیدیم یعنی چه، ولی بعد دیدیم که پیروز شد.
این تودههای میلیونی، به استقبال تانکها میرفتند، این برای ما قابل فهم نبود. ولی چنین شد و پیروز شدید. پس از پیروزی، به دنبال تبلیغات شوم رژیم شاه و مزدوران غربی و شرقی، ما فکر میکردیم که دیکتاتوری «نعلین و عمامه» جانشین دیکتاتوری «چکمه و تاج» میشود، اما دیدیم که چنین نشد. شما آزادیهای بیش از حد به جامعه دادهاید که ما همواره نگرانیم که مبادا از طریق این آزادیها بر این انقلاب آسیبی وارد شود.
بنابراین، بزرگترین ویژگی چشمگیر این انقلاب، آزادی است که بسیاری از تحلیلگران غیرمسلمان هم به آن اذعان دارند».[16]
پی نوشتها:
[1]. صحیفه نور، ج 4، ص 157.
[2]. همان، ج 2، ص 255؛ ج 3، ص 141.
[3]. همان، ج 6، ص 256؛ ج 4، ص 157؛ ج 9، ص 261.
[4]. همان، ج 9، ص 170؛ ج 11، ص 38؛ ج 10، ص 174.
[5]. مهدی پورحسین، مقاله «امام خمینی(ره) طرح حکومت اسلامی و بازتابها».
[6]. بخشی از اعلامیه امام خمینی(ره) در رابطه با رفراندوم جمهوری اسلامى، 16/1/1358.
[7]. بخشی از پیام رادیو و تلویزیون امام خمینی(ره) پس از انجام رفراندوم جمهوری اسلامى، 17/1/1358.
[8]. صحیفه نور، ج 5، ص 254.
[9]. همان، ص 267.
[10]. سخنرانی 10/1/1369، به نقل از: نرمافزار به سوی نور، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى.
[11]. سخنرانی 14/3/1381، همان.
[12]. سخنرانی 14/3/1381، به نقل از: نرمافزار به سوی نور، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى.
[13]. میراحمدرضا حاجتى، امام خمینی(ره) و معجزه انقلاب اسلامى، کتابخانه اینترنتی تبیان.
[14]. جواد محدثى، قطعات، قم، بوستان کتاب، 1386، ص 68.
[15]. سخنرانی شهید بهشتی در کانون مالک اشتر، 28/7/1359.
[16]. سخنرانی شهید بهشتی در جمع مردم اصفهان، 19/11/1358، به نقل از روزنامه کیهان، 28/10/1361.